تبليغاتX
بین النهرین

پاندورا به وحشت افتاد و درِ صندوق را بست؛ اما صدای نازکی از درون صندوق به گوشش رسید که می گفت: مرا هم آزاد کن...من، امید هستم!




ادامه مطلب
چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 | 21:18 | هدی |